هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

49

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

روئى برجسته ( از كف كوچه بلندتر است ) دارد . آبروئى سرباز از مركز كوچه مىگذرد و در واقع اين آبروها بلا و افتى است زيرا مقاديرى زياد كثافت و زباله در آن ميندازند و نيز آب باران در آن جمع و راكد شده و ايجاد تعفن مىكند . روش و اسلوبى موكد و منظم براى پاك كردن و پاك نگهداشتن آبروها وجود ندارد . مخل ديگر آسايش و تميزى و بهداشت شهر طبقات دوم و بالائى خانه‌هاست كه اغلب آنها تمام يا قسمت اعظم كوچه را در زير فرامىگيرند و سبب ميشوند كه نواحى زير آن تاريك و مرطوب بماند و فاقد نور و روشنائى كافى باشد . اين سبك ساختمان با همه حالت ابتدائى كه دارد تقليدى از بازارهاى سرپوشيده ايران ( پرشيا و كابل ) بود . وقتى من به مردى كه همراه ما به شهر آمد عدم تناسب و معايب زياد آن را گفتم جواب داد : نبايد تا بازار قندهار و هرات را نبينيد درباره بازار ما قضاوت كنيد ، آنجا تمام كوچه‌ها سرپوشيده است و با وجود اين هيچكس هرگز فكر نمىكند كه بر آنها عيبى و خرده‌اى بگيرد . در آن‌زمان به قدر كافى بچگونگى بازارى كه او بيان داشت آشنا نبودم و نمىتوانستم با مقايسه‌اى كه استحقاق آن است موافقت كنم ولى آن بلوچ هم تصور كرد ، در مورد اعتراضى كه نموده بودم مرا با اظهار ظاهرا دانشمندانه‌اش مجاب و موافق نموده است . بازار كلات بزرگ و وسيع و پر از انواع كالا بود . گوشت تازه ، سبزى ما يحتاج زندگى روزانه به قيمت عادلانه هرروز موجود است . آب شهر از آب شيرين و مطبوع چشمه‌اى در چهره تپه روبروى دشت بدست مىآيد . آب چشمه به صورت رودخانه‌اى در دشت جارى ميگردد و در مركز دشت مياندر « 1 » پيدا مىكند . شهر و حومه در يك طرف مياندر و در طرف ديگر باغها قرار دارند . رودى كه از اين منبع آب مىگيرد بقدرى پرآب است كه قبل از آنكه يك چهارم ميل روان گردد چند آسياب را مىگرداند . سرچشمه رود در يك غار طبيعى كه

--> ( 1 ) - Meander پيچ‌وخم رودخانه‌اى